... صد و بیست و شش ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
حدود 329 امین ثانیه، کشیدن الفش لرزشی دارد که دستش مستقیم به قلب آدم میرسد. کل دلواپسی و بی قراری ِ جان آهنگ را بیرون میریزد. به ناتمامی همین پست.
329
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
... صد و بیست و هفت ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
سوم فروردین پارسال، یک شب تا صبح سرم را روی زانو مامان گذاشته بودم و با کیف برقی داغ، مچاله شده بودم و گاهی اشک میریختم. نمیدانم چه مرگم شده بود. طرف های صبح برای چیزی که یادم نیست کسی پی امی فرستاد و
... صد و بیست و هشت ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
یکبار دیگر هم به خودم گفتم اینجا را رها کنم و بروم. من و نوشته هایم، هر کجا که باشند، یا بهتر بگویم، از بین ما نوشته هایم، هر کجا که باشند، به این اتفاق عادت داریم. میدانیم وقتی زورم به جایی نمیرسد، ب
... صد و بیست و نه با ضمه نون یا فتحه ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
بگذاریم برای بعد. برای وقتی که پین های پینترستم را سر وسامان دادم، پلی لیست اهنگ هایم را درست کردم، سیود مسیج تلگرام را مرتب کردم، شعر های مورد علاقه ام را یکجایی نوشتم، برای وقتی که فیلم هایم را ریخ
... صد و سی، بسی رنج بردم در این ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
برای دیشب، که نمیتوانستم. برای همهی نتوانستن ها، نشدن ها، دیر شدن ها. برای تمام خستگی ها. برای روزهایی که در آینده هست. برای روزهایی که در گذشته نیست. برای آن چیزهایی اینطور نمیخواستیم، برای چیزهایی که نمیخواستیم. آدم همیشه توانستن هایش وظیفه است و نتوانستن هایش تخته سنگ. برای صخره های توی گلو. برای...
هزار و ... صد و سی و یک ... شب
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
میرسد زمانی که جای آدمهای زنده و مرده زندگی باید یک میله گذاشت. یک سمتش را به میله بست و سمت دیگرش را به دوش کشید. جان کند. جان کند. جان کند و دور شد. دلتنگی.
نقطه.
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
... صد و سی و دو ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
ذات همه چیز این دنیا یکیست. یکی دیوار میشود، یکی آدم. یکی آب، یکی آدم. یکی سبز، یکی دل آدم. ما آنقدر خوش شانس نبودیم. آدم شدیم، نه چندان. ادامه مطلب
... صد و سی و سه ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
اگر انسان میتوانست. اگر انسان بیشتر میتوانست، زودتر میتوانست. اگر آدمی وطن نداشت، وطن مرز نداشت. اگر زمین انسان نداشت. اگر دروغ حناق بود. اگر آتش بر هر موجود بیگناهی گلستان بود. اگر انسان بال داشت. ا
... صد و سی و چهار ...
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 23:26
از نداشته های این روز ها احساس تعلق است. به هیچ کجا و اگر عمیق در چشم آدم ها نگاه کنی، به هیچ کس. چند هفته میشود میخواهم یک زیرلیوانی ببرم و بگذارم روی میز، نمیتوانم.
... صد و ده ...
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 22:00
جمعه26بهمن دوباره اتفاق افتاد.گاهی آدم دلش میخواد. چی؟ خیلی چیز ها. دل آدم چیز های زیاد و بی منطقی میخواد. میخواد وقتی رسیدی خونه، بخوابی. آخ کاش میخوابیدی. هم امشب. هم فردا صبح. هم اصلا تا لنگ ظهر. ب
... صد و یازده ...
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 22:00
فکر کنم امسال به آخرین گل نرگس نمیرسم. بی خداحافظی.
... نود و پنج ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
حوصله توضیح خودم رو ندارم. قبلا داشتم. فکر میکردم برای دونه دونه آدم ها باید درستش کنی. تصویر غلطی که ممکنه داشته باشن. برداشت غلطی که ممکنه داشته باشن. حالا ولی حوصله درست کردنشون رو ندارم. وقتی داره از من حرف میزنه و میبینم چقدر غلطه، ترجیح میدم قبولش کنم و بگذرم. شاید هم درست میگه. این شروع از دس...
... نود و شش ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
... نود و هفت ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
... نود و هشت ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
الان که این رو مینویسم دراز کشیدم وسط بهترین لحظه های بیست سالگی. ساعت ۳:۳۰ صبح. وسط کوه. شجریان میخونه شهر آن توست و شاهی ... و بقیه خوابن. آرزو کن. شاید فقط تو دیدیش.
... نود و نُه ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
قشنگ ترین تعریف دوست داشتن رو “ به من بخند عزیزم “ بمرانی ارائه میده.اگه نمیشه باشم یه همدم برات بهم بخند تا بشم، یه شوخی سر رات به من بخند عزیزم، تا غم هات بره به باد ...
... صد ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
اما شاید زندگی اونجایی سخت شه که تو سیواندی سالگی، نتونی کتاب بخونی. نه از کمبود وقت! از نتونستن. میگفت تو هنوز نمیفهمی. دیگه نمیتونم یه داستان بلند رو تحمل کنم. نمیتونم برای مدت طولانی تو دنیای دیگهای بمونم. زندگی شاید همون وقتها واقعا سخت شه. وقتی واقعیت زندگیت اونقدر عمیق و چسبنده شده باشه که نتو...
... صد و یک ...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 11:43
مناسبت هایی که سالی یکبارن، مثل تولد، سالگرد فوت، شب یلدا، عید نوروز، امتحان های دی ماه، نمایشگاه کتاب، افطاری دانشکده و حتی بارش شهابی، همیشه اذیت کننده بوده. به تعداد همهشون، تمام چیز های بد و خوبی که تغییر کرده از جلوی چشمهام رد میشه و میسوزونه یا شاید له میکنه. چی رو؟ قسمت وسط رو به بالا و متمای...